دفتر رصد و ارزیابی راهبردی اندیشکده مطالعات جهان اسلام؛ بر اساس ماموریت خود و در راستای ارائه ی تحلیل مستقیم و نگاه سایر رسانه های بین المللی و مراکز تصمیم ساز در صحنه ی جهان اسلام، اقددام به انتشار یادداشت، گزارش و تحلیل مقالات می نماید. لذا اندیشکده هیچ یک از مطالب، آمارها، اطلاعات غلط، دروغ پراکنی و یا سایر محتوای این موضوع را تایید نمی کند و انتشار یادداشت صرفا جهت اطلاع اندیشمندان از مباحث روز دنیاست.
یادداشت زیر برگرفته از قلم منصور مرزوقی با عنوان « عامٌ للملک سلمان فی قصر الیمامة: قطیعة أم امتداد؟»منتشر شده در مرکز تحقیقات الجزیره است.
به سلطنت رسیدن ملک سلمان و هیئت حاکمه جدید عربستان را می توان از نقاط عطف اتفاقات خاورمیانه دانست .در دو قرن گذشته جهان عرب دچار نوعی بحران هویت شده است به گونه ای که نمی تواند تعریف دقیقی از نقش فرد در اجتماع واز طرف دیگر نقش جامعه در حکومت ارائه کند . نهاد های رسمی هنوز هم مردم را به عنوان عنصری خنثی (یک داریی استراتژیک یا بازگیری در زمان بحران ها می بینند ) اما او این شرایط را دارد که یکی از آن ها شود .
در این میان با وقوع بهار عربی شاهد این بودیم که ملت های عرب به دنبال رسیدن به نقش اصلی خود هستند و دیگر اینکه نمی خواستند معلول باشند بلکه می خواستند فعال هم در نظر گرفته شوند اما یکی از مهمترین پیامدهای بهار عربی هرج ومرج است واین رابطه مصالحه جویانه جهان عرب با خارج را خدشه دار می کند. ملتها و کشور های عربی نیازمند استقلال بیشتر و خودکفایی بیشتر از خارج هستند تا با تامین نیازهای یکدیگر واتحاد اهداف خود را پیش ببرند .
دراین میان می توان گفت که عربستان سعودی ابتکار عمل در رابطه با مشکلات جهان عرب را در دست گرفته است . بنا براین می توان گفت که ریاض از این جهت مورد انتقاد است و بسیاری از نخبگان و روشنفکران به نبودن تعریف درستی از فرد و گروه و ارتباط گرو ها با نهاد های سیاسی در ریاض دچار شک وبدبینی هستند .
همانطور که می توان دید که برنامه و عملکرد های سعودی ها با تایید بدون قید وشرط نخبگان عربستان و کشور های عربی همراه است . و همه بر این نکته اتفاق نظر دارند که عربستان به عنوان رهبر جهان عربی اسلامی شناخته شده است .
دیدگاهی که در داخل عربستان وهمچنین خارج از آن وجود دارد تغییر عملکرد حکومت سلمان نسبت به گذشته است به طوری که در برخورد با مسائلی همچون آزادی های زنان !!! ؛اتحاد و هماهنگی با اسلام سیاسی ،و مدیرت اقتصادی کشور عملکردهای متفاوتی نسبت به گذشته مشاهده می شود .
* تغییر یا امتداد
تفاوت عمکرد دولت جدید را می توان در سه مفهوم بررسی کرد :
اولا شاید از اساس دیدگاه حکومت جدید با گذشته متفاوت است ،
دوم به این دلیل بعضی از اهداف عهد قدیم ادامه پیدا نمی کند که با اهداف حکومت جدید هماهنگی ندارد ،
سوم :حکومت جدید در پی پی ریزی ساختاری جدید و عمکردی جدید است.
می توان در سه گزینه تغییر رویکرد حکوت جدید را بررسی کرد مسئله زنان !!، اسلام سیاسی در سیاست خارجی
موقعیت زنان، که یکی از مهمترین ویژگی های اواخر سلطنت عبد الله بن عبد العزیز را میتوان برخی اصلاحات در این دوره دانست . که یکی از آنها تغییر قانون انتخابات شهر داری هاست که زنان و مردان در رای گیری و کاندیدا شدن مساوی شدند ودر انتخابات شهرداری ها که در دسامبر انجام گرفت بیست زن از نقاط مختلف عربستان پیروز شدند.با این وجود هیچ یک از قوانین مربوط به وزارت کار ویا تجارت که مربوط به حقوق زنان است و در صد اختصاص کرسی های مجلس به زنان تعدیل نشد در این زمینه می توانی پادشاهی سلمان را در امتداد سلطنت برادرش عبدالعزیز بدانیم.
اما در رابطه با اسلام سیاسی در سیاست خارجی عربستان ،بعد از روی کار آمدن سلمان سیاست خارجی عربستان که به نوعی دچار تردید برای مقابله با روند رو به گسترش اخوان المسلمین یا ایران بود مقابله با قدرت گرفتن ایران را به عنوان بر نامه اصلی سیاست خارجی خود بر گزید .و ریاض از سیاست خارجی منفعل به سیاست خارجی فعالانه در این زمینه تغییر رویکرد داد . نسل جدید فرزندان عبد العزیز بنیان گذار عربستان اداره حکومت را به دست گرفتند و می خواهند نقش اصلی خود در این نظام سلسله مراتبی را ایفا کنند .
بعد اقتصادی ریاض به دنبال گسترش زیر بناهای اقتصادی و اجرای طرح های اقتصادی و توسعه ای برای تبدیل شدن به یک کشور تولیدی است اما کاهش شدید قیمت نفت تامین سرمایه های پشتیبانی را با مشکل روبه رو کرده است .
*رابطه با ایران
ریاض و تهران به دنبال رقابت شدید برای بدست گرفتن رهبری منطقه هستند همین تلاش ایران وتسلط آن بر نقاط استراتژیک ومورد اهمیت برای عربستان موجوب نگرانی های امنیتی برای عربستان شده است یکی از مهمترین تهدیدات ایران علیه عربستان و دیگر کشور های عربی حمایت ایران از بازیگران غیر دولتی در درون این کشورهاست .
برغم تمام تحریم ها و انزوای سیاسی ایران در طی سه دهه گذشته ایران نتوانسته است از تمام امکانات دولتی استفاده کند بجای آن توانسته از بازیگران غیر دولتی استفاده کند . تاثیر گذاری بازیگران غیر دولتی به دلیل هویت سازی والاتر نسبت به حکومت بیشتر است وایران در غیاب یک دولت قدرتمند در پی به قدرت رساندن این بازیگران غیر دولتی است .
قبل از شروع بهار عربی منطقه از یک طرف با محوریت ایران بود وطرف دیگر با محوریت عربستان اما بعد از بهار عربی مفهوم دیگری به عنوان اسلام سیاسی بوجود آمد که ترکیه هم به این محورهای منطقه ای تبدیل شد اتحاد ترکیه وقطر برای حمایت از گرو های اسلامی و پیروزی آنها در تونس و مصر مرحله جدیدی را آغاز کرد ،از سوی باید گسترش محور ایران بعد از توافق هسته ای را بیشتر مدنظر گرفت .
*رویکرد جدید حکومت عربستان
مقابله با اعمال ریاست ایران در منطقه و استفاده آن از بازیگران غیر دولتی و مبارزه با گرو های نظیر حزب الله ، بد ر،حوثی ها و... حمایت از دولت مرکزی برای مقابله با این گرو های غیر دولتی ،بازگشت به مذاکره با اخوان المسلمین در راستای مذاکرات ترکی ـ قطری ـمصری ،به وجود آورد هم پیمانی و اتحاد برای جنگ یمن و ایجاد ائتلاف توسط کشور های اسلامی علیه داعش!!!! از عملکرد های مهم دوران سلمان است .
در آخر باید گفت که عربستان با تبلیغات بسیاری از طرف ایران واسرائیل علیه خود رو به رو است واینکه بسیاری از ارو پاییان به همکاری اقتصادی بعد از توافق هسته ای با ایران راغب تر هستند تا ریاض .
پ.ن : مطلب فوق از مرکز مطالعات الجزیره ترجمه شده است. نکته قابل تامل در این مطلب تغییرات ساختارگرایی در متن قدرت سعودی ها و از همه مهمتر تبدیل شدن به ساختار بین المللی است. موضوعی که می تواند مدت کوتاهی حکومت سعودی را از بین ببرد
نظراتی که حاوی توهین یا افترا به اشخاص ،قومیت ها ،عقاید دیگران باشد و یا با قوانین کشور وآموزه های دینی مغایرت داشته باشد منتشر نخواهد شد - لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.